أحمد السباعي (مترجم: رسول جعفريان)

86

تاريخ مكة (از آغاز تا پايان دولت شرفاى مكه "1344 ق")

مىكردند . كما اين كه در مسافرت‌هاى دور از وطن هم از هدايت ستارگان بهره مىبردند . سفرهاى آنان تا دورترين نقاط جنوبى دريا تا نزديكى اقيانوس هند مىرسيد ؛ چنان كه برخى از آنان وارد اقيانوس هند شده تا سواحل دور دست آن كه در برخى از سفرنامه‌هاى عربى آمده ، مىرفتند . بدين ترتيب براى كشتيرانى آنان قواعدى پديد آمد كه به توارث به دوره‌هاى بعد رسيد و مسلمانان در روزگار طلايى خود توانستند از آنها استفاده كنند . در طب هم معلومات قابل ملاحظه‌اى داشتند ، معلوماتى كه آنان را بر تمامى مشكلات جسمى ، چيره كرده بود . آنان براى اينها اسامى زيادى داشتند كه شما به طور مفصّل مىتوانيد در كتابهاى لغت و منابع اصلى ، آن‌ها را بيابيد . بايد پرسيد اين اسامى از كجا آمده است ؟ آيا اين جز از آن روست كه آنان چگونگى آنها را در جسم مىشناختند و وظايف و كار آنها را درك مىكردند ؟ به همين ترتيب ، دامنهء دانش آنان به گياهان هم مىرسيد ؛ خواص آنها را مىشناختند و بر اساس آن ، از آنها بهره مىگرفتند . آنان از علاج با آتش و قطع عضو و فصد و حجامت آگاهى داشتند و در اين زمينه حكماى مبرّزى داشتند كه حارث بن كلده ثَقَفى شهرت خاصى داشت . وى چندان پاييد كه روزگار معاويه را هم درك كرد و پزشكان عصر او از وى مانندِ يك استاد با ارزش بهره مىبردند . ميراث طبى عرب چندان است كه حتى در روزگار ما ، و حتى جوامع متمدن عصر ما از آن ميراث بهره مىگيرند و بسيارى از آراى طبى آنان را تأييد مىكنند . حتى در باديهء ما ، تا به امروز چنان است كه كسانى كه طب جديد را كنار گذاشته‌اند ، به آنجا مىآيند تا از داروهاى گياهى يا درمان با سوزندان بهره برند . نمىتوان انكار كرد كه اينان ، اين معلومات را از نسل‌هاى گذشته و دوران‌هاى پيشين به ارث برده‌اند و البته تجربه‌ها و مهارت‌هاى خود را هم بر آن افزوده‌اند . از ديگر دانش‌هاى آنان ، علم القيافه ، علم الفراسه و علم الرياضه بود . آنان براى اين دانش‌ها ، قواعد و اصولى داشتند كه به رغم گذشت دو هزار سال همچنان جريان آنها ميانشان شايع است . در علم القيافه ، رد چيزهاى گم شده را از انسان و حيوان مىگرفتند و جاى پاى او را